تبلیغات اینترنتیclose
سوگند : گرانبار شد ، گوشم از پند ها (فریدون توللی )
پیچک ( فریدون توللی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 25 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

سوگند

 


گرانبار شد ، گوشم از پند ها
برآنم ، که تا بُگسلم بَندها

هر آن دل ، که شد بسته ی دام ِ عشق
رهایی نیابد به ترفندها

پرستنده ام بر تو ، ای خانه سوز
کجا ترسم ، از شرم ِ پیوند ها

ز تنهاییم ، باغ ِ دل تیره بود
تو جانش دمیده به لبخند ها

کنون ، چامه گویم بران روی و موی
در آغوش ِ هر چامه ، گلقندها

به افسون ِ آن چشم ِ مستت که هست
مرا تکیه پروردِ سوگندها

که از شور ِ مهرت ، چنان سرخوشم
که بر کام ِ دل ، آرزومندها

مرا بندگی بین و در سایه گیر
که شرط است ، لطف از خداوندها

تو نور ِ دلی ، ای فروزنده بخت
که بازت نجویم همانند ها

خوش آندم ، که افشانمت جان به پای
چو بر گونه ی آذر ، اسپند ها
 

فریدون توللی

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار توللی دفتر چهارم, | بازديد : 209