تبلیغات اینترنتیclose
غزل : در غزل ، هرواژه را از گفت ِ مردم " راه نیست (فریدون توللی )
پیچک ( فریدون توللی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 25 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

غزل

 


در غزل ، هرواژه را از " گفت ِ مردم " راه نیست
هر که زین آیین گریزد ، جز تنی گمراه نیست !

واژه اینجا ، زبده الماسی بود با صد تراش
آن که چون آیینه ، رویش تیره با هر آه نیست !

مدح کس زین نغمه بیرون کن ، که آن فرزانه گفت :
" عرصه یشطرنج ِ رندان را مجال ِ شاه نیست ! "

" گفت ِ مردم " در غزل ، گلبانگ ِ ناسازی زند
کله پز دانی که با دانا دلان ، همجاه نیست !

مردمان نیک اند و من ، دلبسته بر هر نغز و نیک
لیک هر جا سر زند خورشید ِ تابان ، ماه نیست !

زعفران ها از غزل روید ، به چندین رنگ و بو
آن که یک تارش اگر جویی ، به دشتی کاه نیست !

زیر ِ این دیبای ِ رنگین ، با هزاران طرح و نقش
دشنه ها باشد که کس از بودنش ، آگاه نیست !

گر ، به کوتاهی گراید دامنش هنگام ِ گفت
دست ِ اقیانوس ِ معنی از سرش کوتاه نیست

قفل ِ زرین خورده ، بر این گنج ِ مروارید و لعل
لیک اگر جویی کلدیش پیش ِ هر خودخواه نیست

رنج ِ پیشین جامگان ، کوبیده این وادی به گام
خوشخرامان را به رفتن راه هست و چاه نیست

یاوه ها بگذار و لختی ، بر غزل گفتن گرای
زانکه هر گاهی که این فرمان بری ، بیگاه نیست

ای فریدون ، هر که زین دیرینه آیین سر کشد
مزد ِ طفیانش به جز آن خنده ی قهقاه نیست

 

 

فریدون توللی

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار توللی دفتر ششم, | بازديد : 520