تبلیغات اینترنتیclose
دور : دور ، آنجا که شب فسونگر و مست (فریدون توللی)
پیچک ( فریدون توللی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 25 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

دور

 

دور ، آنجا که شب فسونگر و مست
خفته بر دشتهای ِ سرد و کبود

دور ، آنجا که یاسهای سپید
شاخه گسترده بر کرانه ی رود

دور ، آنجا که می دمد مهتاب
زرد و غمگین ز قله ی پربرف

دور ، آنجا که بوی سوسنها
رفته تا دره های خاموش و ژرف

دور ؛ آنجا که در نشیب ِ کمر
سر به هم داده شاخه های تمشک

دور ؛ آنجا که چشمه از بر ِ کوه
می درخشد چو دانه های ِ سرشک

دور ، آنجا که رازهای نهان
خفته در سایه های جنگل ِ دور

دور ، آنجا که در آن جزیره که شب
اشکها می چکد ز چشم ِ گناه

دور ، آنجا که سرکشیده به ناز
شاخ ِ نیلوفر از میان ِ گیاه

دور ، آنجا که مرغ ِ خسته ی شب
دم فرو می کشد ز ناله و سوز

دور ، آنجا که بوسه های سحر
میخورد بر جبین ِ روشن ِ روز

اندر آنجا در آن شکفته دیار
در جهان ِ فروغ و زیبایی

با خیال ِ تو می زنم پر و بال
از میان ِ سکوت و تنهایی

 

فریدون توللی

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار توللی دفتر دوم, | بازديد : 289